عصای ذهن


 

زبان تصویر مهمترین وسیله ارتباطی است که می تواند علاوه بر بیان افکار و احساسات، دنیای درونمان را به جهان بیرون  ارتباط دهد.

    نگرش به جهان مقدمۀ دیدن بصری و عینی است و هنرمند عکاس با جستجو در این مجموعه ی بزرگ حیات بشری، قطعه ای از این دنیای لایتناهی را با استدلالات عقلی خود برمی گزیند  و با ساماندهی در ذهن خود دست به آفرینش می زند. اصولاً دنیای هنر، به دلیل اینکه عاری از روابط عادی و روز مره است و منتخبی از بهترین ها در حوزه اجرا و اندیشه در بر  میگیرد، حقیقت بیشتری را در خود نهفته دارد.

یک ذهن نیرومند عصایی است که شرایط را برای کار مساعد می کند و تمرکز بیشتر بر آن باعث خواهد شد اثری  فارغ از ابتذال و خارق العاده خلق شود و هر آنچه حد و مرزهای     ذهنی گسترش یابد دید وسیع تری از موقعیت ها و شرایط  در پیش روی هنرمند قرار می گیرد.

    عکاسی را بایستی با فکر و اندیشه دید تا بتوان  آن را در تاریک خانه ذهن پرداخت کرد.

    پرورش ذهن ، مطالعه و ممارست از جمله سرمایه هایی است که هیچگاه کاسته نمی شود و می تواند زنجیره ای از دلالت های معنایی را با خود به همراه داشته باشد.

مجموعه اندیشه هایی که در ساختار های مادی، نشانه های بصری و علائم مفهومی از ذهنیت به عینیت می رسند متن اثر را تشکیل می دهند و جایگاهی را بوجود می آورند که می توان درآن تأمل و تفکر کرد.

    عکاس اثر خود را آفرینشی از جهان واقع می داند که بر اساس تفکرات، ذهنیات و تأملات خود و با تأکید بر عمل عکاسانه آن را باز تولید می کند و اغلب به جای این که واقعیت  صرف خود را نشان دهد نشانه هایی از واقعیت را به همراه دارند.

در اغلب موضوعات هنری چنانچه به بازنمایی طبیعت  و ظواهر آن بپردازیم بیشتر در سطح مانده و به بیان زیبایی های بدیهی پرداخته ایم  ولی چنانچه در بین آن با یاری از ذهنی خلاق به بیان محتوای ما بعدالطبیعه، شخصی و انتزاعی که به عنوان روح اثر در آن جاری است بپردازیم به التذاذ فکری و ارزشی آن افزوده ایم  و حالتی تغزلی  به آن بخشیده ایم.

   یک تصویرگر واقع گرا بطور خودآگاه ذهن خود را در مجموعه افکارش پرواز می دهد و آنچه  ثبت می کند شبح، نماد و یا حالتی از فکر سامان یافته اوست که حال و هوای خاصی دارد و از آن طریق حتی می توان به روحیات  هنرمند پی برد.

محدوده این نوع نگرش بسیار وسیع  و پایان ناپذیر است و هنرمند با محوریت قرار دادن محتوا، به ترکیبات صوریِ کمتری توجه دارد. به طوری که مخاطب را به اندیشیدن و تأمل وادار      می کند.

     هنرمند با تأکید براجزاء محتوایی و مفهومی به مقابله با روش های معمول که بر روابط بصری و زیباشناسانه تأکید دارد برمی خیزد، در این روش راه او صحنه پردازی های رازگونه و ذهنی روی می آورد و دیدگاه های موجود را به چالش می کشد. او می تواند بایستی ذهن خود را در فعالیتی آزادانه به پرواز در آورد و بر رشد و اعتلای فرد و جامع  تأثیر بگذارد.

    موضوعاتی که به نوعی از واقعیتی های جامعه سرچشمه می گیرد بایستی تکاپو، جستجو و مکاشفه را نشان دهدو هنرمند با تکیه بر عصای ذهن خود می خواهد در سلامت جامعه نقش داشته باشد.

کشمکش های ذهنی موجب صیقل دادن یک اثر هنری می شود ذهن آدمی سرشار از تحول خواهی بر اساس خرد است تا بتواند بر اساس نگاه فراز گرایی میل به معنا پیدا کند و دنیایی را بسازد تا حداقل در تحول مثبت آن نقش داشته باشد.

هنرمند  می تواند برای خود دنیای ذهنی و خیالی خلق و در آن سیر کند و میوه هایی از آن باغ را برای مان به ارمغان بیاورد.ذهنیت ها هنگامی که به قطعیت می رسند یا به حداقل های آن دست می یابند تلاش می کنند حصار درون گرایی را کنار زده و به عینیت درآیند که بروز آن در اشکال مختلف نمود های متفاوتی می یابد گاهی برخی فقط در حد نظریات در جوامع مطرح می شوند و برخی دیگر نیزدر آثار هنری جاودانه می مانند.

   ابراهیم بهرامی