« نگاه کردن یا دیدن »


«  نگاه کردن یا دیدن  »

تحلیل عکس /ابراهیم بهرامی

 «کنستا نتین مانوس» تصویر زن سیاهپوستی را  عکاسی نموده  که اندوهی سخت بر او چیره گشته،عمق این اندوه که در عکس وی به شکلی رسا بیان شده است مربوط به مراسم  خاکسپاری برادر زاده اش در کارولینای جنوبی آمریکاست که در سال ۱۹۶۶ در ویتنام کشته شده است.

اگر از دیدگاه کلی و اجتماعی و فارغ از زمان و مکان  به این عکس بنگریم ،عکاس گوشه ای از حزن و اندوه و ناملایمات این قشر از جامعه جهانی را به تصویر کشیده،که زندگی ا شان همچون رنگ پوستشان در تیرگی و غم و برخی ناملایمات اجتماعی  سپری شده است.

    سیاهپوستان در طول زمان بخاطر رنگ پوستشان  مورد تبعیض زیادی واقع شده اندو به طور مساوی از حقوق اجتماعی برخوردار نشده اند. این تبعیض و نگرش که از تفکر برتری نژادیِ بعضی سفید پوستانی که تنها رنگ پوست معیار ارزیابی انسانیت آنها نشات گرفته ، با همة حمایت های حقوقی و بین المللی هنوز در بعضی از جوامع وجود دارد.

در این عکس دستی را می بینیم که بر شانة زن قرار گرفته که نشانة احساسِ همدردی با اوست و تلخی این واقعیت این است که این دست،دست یک سیاهپوست است و عکاس با تأکید بر این موضوع حامیان واقعی سیاهان را خود سیاهان معرفی کرده است.

کنستا نتین مانوس با استفادة صحیح از عوامل بصری تأثیر گذار عکاسانه  و ژرف نگری در موضوع،پیام و برداشتی در عکس ارائه داده است که براحتی غم و اندوه وی را  به بیننده منتقل می کند و او را به فکر و تعمق وا میدارد.

   ( میکل آنژ )نقاش و پیکره تراش ایتالیایی در تعریف هنر می گوید : «هنر چیزی جز برداشتن و کنار گذاشتن اضافه ها نیست » سادگی عوامل بیانی و خالی بودن بخش مهمی از تصویر از مزیت های این تاثیر گذاری است که بواسطة آن عکاس چشم را به سوی دو عامل مهم صورت و دست هدایت می کند.استفادةصحیح از «نور موضعی محیط »که حالت و خصوصیات فیزیکی چهرة زن را با شرایط او هماهنگ ساخته، قرار دادن عوامل مهم موضوع در  نزدیکی نقاط  تاثیر گذارو طلایی کادر، ایجاد تعادل در دو بخش تصویر توسط دست و چهره  و همچنین  استفاده از پس زمینة تیرة مناسب و منطقی که تداعی غم، اندوه، غربت، و تنهایی را می نماید ، همگی یک هماهنگی و تناسب صحیح ساختاری و زیبایی شناختی در  بیان بصری این عکس را بوجود آورده که در آرایشی خاص موجب برجستگی موضوع و محتوا گردیده است.

اینجاست که تفاوت بین نگاه کردن ساده  و دیدن عمیق و هنرمندانه در ثبت یک اثر هنری  آشکار می شود.

عکاسان در این شیوة عکاسی که در شاخة عکاسی مستند اجتماعی جای می گیرد واقعیات اجتماعی را با فکر و اندیشه در ساختاری مرتبط و مناسب با موضوع به تصویر می کشند و تفاوت مهم آن با عکاسی «مستند و ژورنالیستی صرف»که تنها به اصل واقعه می پردازد در این است که در عکاسی مستند اجتماعی عکاس از ثبت سادة رویدادها فراتر می رود و با نگاهی خلاقانه و عمیق و با مهارت در استفاده از اصول زیبایی شناسانة تصویر، برجستگی و قدرتِ تأثیر گذاری بیشتری به موضوع می بخشد.

Constantine Manos, 1966, Death of a G.I., South Carolina / USA